گربه ملوس
گربه ملوس







یک گربه ملوسی داشتم که اونو خیلی دوست میداشتم
گربه کوچکم قشنگ بود رنگش مثل پلنگ بود
با پاهای کوتاهش میدوید هی میدوید
تا صدایش میکردم زودی میشنید
نام گربهام پلنگی بود چقدر گربۀ قشنگی بود
یک روزی گربه ناز نازی رفت به دنبال بازی
هر چه صدایش کردم نیومد باز نیومد
هوا که تاریک شد از رو دیوار آمد
یک گربه ملوسی داشتم که اونو خیلی دوست میداشتم
گربه کوچکم قشنگ بود رنگش مثل پلنگ بود
با پاهای کوتاهش میدوید هی میدوید
تا صدایش میکردم زودی میشنید
نام گربهام پلنگی بود چقدر گربۀ قشنگی بود
یک روزی گربه ناز نازی رفت به دنبال بازی
هر چه صدایش کردم نیومد باز نیومد
هوا که تاریک شد از رو دیوار آمد